خرید بک لینک
بیقراریهای قلبم از سرِ عادت نبود عاشقت بودم اگرچه پاسخت مثبت نبوددر نبردی نابرابر زخمها برداشتم سالها جنگِ میان عقل و دل راحت نبود با نگاهت شیشهی صبرم به یکباره شکست ترسم از چشمانِ گیرای تو بیحکمت

برچسب: نویسنده: هلیا صمیمی تاريخ: شنبه 26 مرداد 1398 ساعت: 14:01

چه سالهاست دلم از زمینیان تنگ استکه عده ای دلِ شان چوب و عده ای سنگ استبه تار و پود دلم بارها گِره زده اندحریر اگر بخورد وصله، مایه ی ننگ استمنم مترسک غربت نشین گندم زارکه خوشه خوشه غم از ساقه ی دل آو

برچسب: نویسنده: هلیا صمیمی تاريخ: شنبه 26 مرداد 1398 ساعت: 14:01

گاهی مسیر جاده به بن بست می رودگاهی تمام حادثه از دست می رودگاهی همان کسی که دم از عقل می زند ،در راه هوشیاری خود ، مست می رودگاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست ،وقتی که قلبِ خون شده بشکست ، می روداو

برچسب: نویسنده: هلیا صمیمی تاريخ: شنبه 26 مرداد 1398 ساعت: 14:01

از خبرچینان شنیدم بیقرارم نیستیدیگر آن دلداده ی بی اختیارم نیستی گفته ای چون انتظارِ احتمالی خوب نیستبعد از این ها بی سبب چشم انتظارم نیستی چون تفاوت های عقل و عشق در آسودگیستاز همین رو عاشقِ دیوانه

برچسب: نویسنده: هلیا صمیمی تاريخ: شنبه 26 مرداد 1398 ساعت: 14:01

پندها دادم به دل، اما دلم عاقل نشد،،،،""،،هیچکس مانند او دلدادهٔ بیدل نشد،،،!! گفتم ای دل ،عشق را پنهان کن و نشکن غرور،،،""،،،شانه بالا کرده بر من ارزشی قائل نشد،،،!!بارها دادم نشانش سبزه و جوی و چمن،

برچسب: نویسنده: هلیا صمیمی تاريخ: شنبه 26 مرداد 1398 ساعت: 14:01

صفحه بندی